5. نجوم‌. دليلي در دست نيست كه ژان به رصدهاي نجومي پرداخته باشد، ولي با نظريه‌هاي‌ نجومي به‌خوبي آشنا بود. علي‌رغم اعتقادش به ابن رشد، از خروج از مركز و فلك تدوير دفاع‌ مي‌كند.1 او سعي مي‌كند آن نظريه را از نو صورت‌بندي كند تا از انتقاد پيروان ابن رشد نجاتش‌ دهد. براساس اين صورت‌بندي جديد، هر سياره داراي سه مدار هم‌جوار است كه دورترينش با دورترين مدار سيارات ديگر مجاور است‌؛ فلك تدوير درون پهنه‌ٴ مدار مياني حركت مي‌كند.
ولي ژان نتوانسته وجود واقعي اين مدارها را بپذيرد. كافي است كه نظريه كارامد باشد و به‌ انسان در حل مشكلات كمك كند.
او رساله‌ٴ بطروجي را كه مايكل اسكات در سال 1217 ترجمه كرده بود، خوانده بود، يا سعي‌ كرده بود بخواند.
ژان در حد معتدلي به اخترگويي اعتقاد داشت‌، هم‌چنين به ساير خرافات عصر خودش (مثلاً نگاه كنيد به سوٴالات مربوط به سماع طبيعي‌). برخورد او احتياط شكاكانه است و هر چه از جنبه‌ٴ عملي‌تر اخترگويي به‌سوي طالع‌بيني و خرافات ديگر دور مي‌شود، اعتقادش به آن كاهش مي‌يابد.
6. تأثير.
ژان رهبر ابن رشديان پاريس به‌شمار مي‌رفت و با توجه به تعداد نسخه‌هاي خطي و چاپ‌هاي قديمي شرح‌هايش‌، بايستي نفوذش چشم‌گير بوده باشد. حتي در زمان گاليله هم‌ چزاره كرمونيني (1550 ـ 1631)، آخرين معلم ابن رشدي از آنها بيش از آثار خود ابن رشد استفاده مي‌كرد.
در مورد تأثير او در سياست‌هاي كليسا، و اگر خواستيد بگوييد اصلاح دين‌، اين تأثير زياد بود، ولي نمي‌توان آن را از تأثير مارسيليوي پادوايي جدا دانست‌.

بوريدان‌

ژان بوريدان فيلسوف‌، مكانيك‌دان و منجم فرانسوي (اهل آرتوا، پيكاردي‌) و شارح آثار ارسطو.
مندرجات‌: 1) زندگي‌، 2) آثار، 3) فلسفه‌، 4) رياضيات‌، 5) مكانيك‌، 6) مكانيك آسمان‌، 7)نجوم‌، 8) اقتصاد، 9) تأثير.
1. زندگي‌.
ژان بوريدان در پايان سده‌ٴ سيزدهم در آرتوا، در اسقف‌نشين آراس زاده شد. او در فوريه‌ٴ سال 1328 و بار دوم در سال 1340 رئيس دانشگاه پاريس بود. در سال 1330 و سال‌1342حقوقي از اسقف‌نشين آراس به او داده مي‌شد، ولي تمام وقتش را در پاريس به تدريس‌ مي‌گذراند. او با فيرمن دو بياوال و با اُرام آشنايي داشت‌.
زماني در دوره‌ٴ زعامت پاپ يوحناي بيست و دوم (1316 ـ 134)، احتمالاً در اواخر آن‌، به‌


1. براي درك كاربرد اين مطلب به اشارات مذكور در مقدمه 2، صفحات 791، 1622 نگاه كنيد: ((آيين بطليموسي در سده‌ٴ سيزدهم استوارتر از يك قرن پيش‌ بود.)) (ص 792).